تبلیغات
جك اس ام اس پیامک عاشقانه - جوکهای جدید ، غضنفر ، حیف نون ، اس ام اس سرکاری


اس ام اس و پیامک جدید

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

جوکهای جدید ، غضنفر ، حیف نون ، اس ام اس سرکاری

چهارشنبه 31 تیر 1388-07:03 ق.ظ

یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ 
می گه بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه 


ترکه میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!! 


غضنفر تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد، 
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره . 
رفیقشو صدا می كنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین . 


یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند 
شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه 
بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟ 
مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کنم 


حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟ 
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد” 
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون! 


مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم! 


تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده! 


به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم! 


حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…” 
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!” 
حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟” 


مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. 
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! 
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید 5 دلار بپردازه. 
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی. 
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه… 
کشیش می گه: بگو فرزندم. 
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟


به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه كمكى كردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!


الاغه میره جنگل داد می زنه : من شیر می خورم ، پلنگ می خورم ، ببر می خورم . یهو شیره یه نعره می کشه . الاغه میگه البته خیلی وقتها هم گوه زیادی می خورم

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 31 تیر 1388 07:31 ق.ظ