درباره وبلاگ:
آرشیو:
طبقه بندی:
آخرین پستها :
پیوندها:
پیوندهای روزانه:
صفحات جانبی:
ابر برچسبها:
آمار وبلاگ:
غم و شادی
نظرات()
چهارشنبه 4 شهریور 1388-08:32 ق.ظ
در دستانم دو جعبه دارم که خدا آنها را به من هدیه داده است. او به من گفت: غمهایت را در جعبه سیاه و شادی هایت را در جعبه طلایی جمع کن. من نیز چنین کردم و غمهایم را در جعبه سیاه ریختم و شادی هایم را در جعبه طلایی! با وجود اینکه جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد اما از وزن جعبه سیاه کاسته می شد! در جعبه سیاه را باز کردم و با تعجب دیدم که ته آن سوراخ است!!! جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهای من کجا هستند؟! خداوند لبخندی زد و گفت: غمهای تو اینجا هستند، نزد من!
از او پرسیدم: خدایا، چرا این جعبه طلایی و این جعبه ی سیاه سوراخ را به من دادی؟ و خدا فرمود: بنده ی عزیزم، جعبه ی طلایی مال آنست که قدر شادیهایت را بدانی و جعبه سیاه، تا غمهایت را رها کنی!
از او پرسیدم: خدایا، چرا این جعبه طلایی و این جعبه ی سیاه سوراخ را به من دادی؟ و خدا فرمود: بنده ی عزیزم، جعبه ی طلایی مال آنست که قدر شادیهایت را بدانی و جعبه سیاه، تا غمهایت را رها کنی!
نوع مطلب :داستان کوتاه
برچسب ها: داستان کوتاه، قصه، کوتاه اما خواندنی، جالب و قشنگ، داستان زیبا، داستان عبرت آمیز، غم، شادی،
تاریخ آخرین ویرایش:- -

