درباره وبلاگ:
آرشیو:
طبقه بندی:
آخرین پستها :
پیوندها:
پیوندهای روزانه:
صفحات جانبی:
ابر برچسبها:
آمار وبلاگ:
جملات زیبا درباره کربلا و امام حسین- سخنان زیبا درباره عاشورا
عاشورا هر روز در
کربلای دلمان اتفاق می افتد.
کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه
لب شهید نشود . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حسین, کسی است که به آزادی روح داده و به «بعضی ها» نان.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عجیب حکایتی است! "عزیز" ترین ها - حسین(ع) و یوسف(ع) از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسیده اند. (دکتر سنگری)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حسین یعنی زیبایی، مگر می شود با زیبایی همراه و
همسایه بود و زیبا نشد.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کربلا نشان داد که با شکیب در عطشی کوتاه، میتوان همیشه ی
تاریخ را سیراب کرد. (دکتر سنگری)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هرکس کتاب 72 صفحه ای عشق -عاشورا- را خوب بخواند،
شیرازه
ی سعادت را در زندگی اش گسسته نخواهد دید. (دکتر سنگری)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، اما افسوس كه به جای
افكارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی نامیدند. * * * * * * * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه
جاوید عزاداری می کنند . * * * * * * * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی
میکنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست. * * * * * * * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * . آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید
کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند . * * * * * * * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * گویند "می" نمی شود از راه گوش خورد!
من "یا حسین" می
شنوم مست می شوم
اس ام اس تاسوعا - اس ام اس شهادت حضرت ابولفضل(ع)
اس ام اس تاسوعا اس ام اس شهادت حضرت ابولفضل(ع) جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل تاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد
* * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* نام علمدار سپه آید به گوشم ایام سوگواری تسلیت
باد * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* عشق دیریست كه در پیچ و خم عباس است خلقت جنت حق لطف كرم عباس است * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* به یکتایی قسم یکتا است عباس امیر کشور دلها است عباس اگر چه زاده ام البنین است و لیکن مادرش زهرا است عباس * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* یادم زوفای اشجع الناس اید وز چشم ترم سوده ی الماس اید اید به جهان اگر اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس اید * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* کربلا کعبه عشق است منم دراحرام شددراین قبله عشاق
دوتاتقسیرم دست من خوردبه ابی که نصیب تو نشد چشم من دیددراین اب
روان تصویرم باید این دیده ودستها بدهم قربانی تاکه تکمیل شود حج
من وتقدیرم * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* در کلاس عاشقی عباس غوغا می کنددر دل هر عاشقی عباس مأوا
می کندهر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضاء می
کند * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* دلم مست و لبم مست و سرم مست * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* دامن
علقمه و باغ گل یاس یکی است * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* عباس
یعنی ذکر طوفانی مهدی * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* كربلا
لبریز عطر یاس شد . نوبت جانبازی عباس شد ایمان ووفا سایه ی بالای تو بود ایثار علی (ع)نقش به
سیمای تو بودگر لب نزدی به اب دریا عباس(ع) دریای ادب میان لبهای تو بود * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* با خدا عباس وقتی دست داد . . . هر دو دست خویش را از
دست داد * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* آهای عطر گل یاس آهای خدای احساس - تموم زندگیم فدای یک نگاه
عباس * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* دلم
مست و لبم مست و سرم مست * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* دریا
تمام سوز لبش را به آب داد مردی سوار اسب بهب دیا سلام کرد * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* همچو باران که شبی شعله به دریا زده است لشکر دشمن از اندام .... جا زده است * * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
* شعر
در وصف حضرت ابولفضل (ع)
همچو شیری است که از بیشه به دور افتاده همچو مردی که به پاهاش غرور افتاده این پسر کیست که این گونه رجز میخواند تن عصیان زده خاک به هم میریزد زیر پاهای پسر کل جهان می لرزد نیزه برداشته و جای پدر آمده است همچو سیبی به دو نیم آمده از جد خودش می رود تا وسط دشمن و بر می گردد بنویسند که تاریخ گواهی بدهد نیزه برداشت ولی فکر امان نامه نبود همچو مولا که گلوگاه پدر را بوسید لشکر دشمن از اندام .... جا زده است همچو مردی که به پاهاش غرور افتاده این پسر کیست که این گونه رجز میخواند تن عصیان زده خاک به هم میریزد زیر پاهای پسر کل جهان می لرزد نیزه برداشته و جای پدر آمده است همچو سیبی به دو نیم آمده از جد خودش می رود تا وسط دشمن و بر می گردد بنویسند که تاریخ گواهی بدهد نیزه برداشت ولی فکر امان نامه نبود همچو مولا که گلوگاه پدر را بوسید * * * * * * * * * * * * *
*
* * * *
* * * * *
* تا تو بودی من پناهی داشتم تا تو بودی خیمه ها پاینده بود تا توبودی خیمه ها غارت نشد تا تو بودی چه ره ها نیلی نبود تا تو بودی دست زینب باز بود تا كه مشكت پاره و بی آب بیا که بار امانت بمنزل افتاده زراه لطف قدم نه دمی ببالینم زشوق اینکه رسد موجی از محبت تو بدآنطریق که جان میدمند بر ابدان به مجلسم چونهی پا بهوش باش ایگل به ناب خرمن زلفت دلم گرفته مکان به چشم منتظرم تبر خورده صد افسوس چنانکه پای درختان حسان ثمر ریزد
قربان زخم چشم
بینایت، ابولفضل
گر من به چای القمه بودم، زِ حسرت
هر آن بخشکیدم
برآن روزت ابولفضل
انگار من عمری به او حلقه
به گوشم
جانم بلرزد هر می گوید «ابوالفضل»
سرّی ست خود بنهاده در
اعماق گوشم
نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو
هر چه داریم همه از كرَم عباس است
یا ابوالفضل :
آموخته
ایم از تو وفاداری را
خون تو نوشت معنی یاری را
ای کاش که آب کربلا
می آموخت
آن روز زچشمت آبرو داری را ...
ای قدوقامت تو معنی قدقامت من ایکه الهام عبادت
زوجودت گیرم
بخون ای دل که صبرم رفته
از دست
بخون ای دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بی دست
قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است
سیر
کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
عباس آوای غزل خوانی مهدی
درک محرم کرده ای
دانی چه گویم
عباس یعنی اوج مهمانی مهدی
* * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
*
دانی
از چه رو گاه گاه آید زلزله
چون زمین هم میكند با نام زینب هلهله
دانی
از چه رو گاه گاه توفان میشود
صحنه جنگیدن عباس اكران میشود
* * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
*
بخون ای دل که صبرم رفته از دست
بخون ای
دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بی دست
قمر هاشمیان بین همه
ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و
عباس یکی است
صحرا به تشنگان قدح آفتاب داد
باران نیزه
بود که او ار جواب داد
شان قرآن زده از روی غرض میخواند
از در و پنجره آوازه ی غم میریزد
پشت در پشت زمین از هیجان می لرزد
پسر از بهت تماشای پدر آمده است
آسمان را به تحیر زده از رد خودش
نیزه برداشته دنبال سپر می گردد
نیزه برداشت که درسی به سیاهی بدهد
فکر شولا و ردا و سر عمامه نبود
شاه در خیمه دو بازوی سپر را بوسید
همچو باران که شبی شعله به دریا زده است
همچو شیری است که از بیشه به دور افتاده
شان قرآن زده از روی غرض میخواند
از در و پنجره آوازه ی غم میریزد
پشت در پشت زمین از هیجان می لرزد
پسر از بهت تماشای پدر آمده است
آسمان را به تحیر زده از رد خودش
نیزه برداشته دنبال سپر می گردد
نیزه برداشت که درسی به سیاهی بدهد
فکر شولا و ردا و سر عمامه نبود
شاه در خیمه دو بازوی سپر را بوسید
تا تو بودی خیمه ها آرام بود
دشمنم در كربلا نا كام بود
با وجود تو سپاهی داشتم
اصغر شش ماهه من زنده بود
بعد تو كس حافظ یارت نشد
دستها آماده سیلی نبود
بودنت بهر حرم اعجاز بود
دشمن بر كینه ات شاداب شد
* * * * * * * * * * * * * *
* * * *
* * * * *
*
بیا که کشتیت ای نوح در گل افتاده
که سخت کار من اینجا به مشگل افتاده
دلم چوگوهر خونین بسا حل افتاده
محبت تو پریروی در دل افتاده
که مست نرگس چشمت به محفل افتاده
خبر دهید که آتش به حاصل افتاده
برای دیدنت این خار حائل افتاده
دو دست پور علی در مقابل افتاده

